تبليغاتX
زیستکوه - کینو :

زیستکوه

کینو :

 هفته گذشته به همراه چهار همنورد از گروه کوه نوردی فراز شهرکرد و چکاد اصفهان برنامه بالاروی از کوه کینو را داشتیم . همانطور که در بخش مربوط به کوه کینو و منار در پست های پیشین اشاره گردید،    در بخشی مشترک بین سه استان چهارمحال و بختیاری ( شمال غربی) و استان خوزستان  (شمال شرق) و استان لرستان رشته کوهی به صورت بلوکی از کوهها در راستای شمال غرب - جنوب شرق کشیده شده است که به کوه کینو مشهور است.  در واقع بخش عمده این کوهستان در استان خوزستان قرار گرفته است.  یکی از ویژگیهای بارز این بلوک کوهستانی عرض زیاد خط فراز آنست . چنانکه بیشینه پهنای خط فراز این کوهستان حدود 6 کیلومتر برآورد می گردد. همچنین طول کوهستان کینو از گردنه لم لمی (گردنه بین کینو و کوه للر یا لیله) تا پس از شط تمبی حدود 30 کیلومتر و  تا رودخانه آب ذالکی حدود 55 کیلومتر تخمین زده می شود. در این پهنای وسیع قله های بسیاری وجود دارد و در بین آنها گودال ها ، چاله ها و دشتک های کوچک فراوانی به چشم می خورد که ویژگی خاصی به این کوهستان داده است . قله های لبه جنوب غربی به سوی شیمبار خوزستان بلند تر و منطبق بر  گسله اصلی است . لبه شمال شرقی رو به دره لبد نیز منطبق بر گسله فرعی است و بلندی قله های این بخش کمتر است. روستاهای للر میانی و بزرگ ، کتک ، استک ، کیدی و آبادی موقتی اینوک از روستاهای مهم و نزدیک دامنه جنوبی این کوهستان می باشند . همچنین روستاهای لبد پایین و  بالا و شهرک لبد و چل یا کارکن علیا و لیروک در دره رودخانه لبد و آب ذالکی در شمال شرقی این کوهستان از روستاهای نزدیک آن هستند. 
هدف اصلی برنامه ما صعود از دامنه جنوبی از تنگ آب سرده بود . طبق قرار در ساعت 8 صبح جمعه دوازدهم تیرماه در ترمینال شهرکرد به سوی شهر فارسان حرکت کردیم . از فارسان نیز در ساعت 9 با یک سواری به سوی روستای چلو در جنوب شرق کوه للر یا لیله حرکت کردیم . کانون های مهم طبیعی و انسانی مسیر شامل تنگ درکش ورکش - روستای کاج - رستم آباد- عالی کوه - دشتک - افسر آباد - دوآب - گردنه چری - مورز - چمن گلی - کچوز- شیخ عالی - مور هره - گردنه تاراز و چلو می شدند. ساعت 1 به روستای چلو رسیده و چون خودرو برای روستای للر پیدا نکردیم از طریق جاده بابا زید (امامزاده بابا زاهد گیلانی) به سوی للر حرکت کردیم . با توجه به ارتفاع پایین روستای چلو (حدود 1030 متر بلندی از سطح آبهای آزاد) و هجوم هوای گرم جلگه خوزستان و غبار صحرای عربستان به همراه رطوبت خلیج فارس سبب شده بودند هوا بس ناجوانمردانه داغ گردد. اگر کوهپیمایی در زیر آفتاب با کوله پشتی های سنگین را نیز به آن اضافه کنیم گرمای فوق العاده وحشتناکی شده بود که حرکت بیش از نیم ساعت را بسیار دشوار می کرد و هر نیم ساعت چند دقیقه ای در زیر سایه درختان بلوط تجدید قوا می کردیم . بعد از 2 ساعت به بابا زاهد رسیده و  پس از برداشت آب خنک از آنجا کمی جلوتر برای ناهار یک ساعتی توقف کردیم . حدود ساعت 5 بعد ازظهر به سوی گردنه و سپس روستای للر میانی به راه افتادیم . از روستای للر میانی به خاطر کمی وقت تصمیم گرفتیم با خودرو برویم از اینرو با تنها خودرو موجود منطقه یعنی پشت یک تراکتور خود را به روستای للر بزرگ رساندیم . بعد از گپی کوتاه با اهالی و رساندن عکس های سفر قبلی به دست آقای طهماسب رئیسی کسی که اطلاعات مفیدی در زمینه مسیر صعود به ما داده بود در ساعت 8 به سوی رودخانه تنگ سرد پایین رفته و در کنار آن در زیر درختان باغ آنار اهالی للر شب را بیتوته کردیم. 
از تنگ سرد به سوی خط فراز کینو از دو مسیر می توان بالا رفت یک مسیر از تنگ اصلی سرد در میان دره به سوی گردنه لم لمی رفته و از آنجا در راستای شمال غرب بالا می رود. مسیر دوم با مسیر کوچ عمودی اهالی للر یکسان است بیشتر مردم للر در فصل گرم از راهی پایکوب از دامنه یال غربی تنگ سرد کمی بالاتر از چشمه سرد به سوی یال اصلی غرب تنگ سرد تا ارتفاع 2800 متری بالا رفته و در محلی به نام "مورجار" می مانند. بیشتر این مسیر از دره فرعی ابتدای تنگ سرد در سمت چب (غرب) با شیب متوسط تا به نسبت تند بالا می رود. ساعت 6.30 آغاز حرکت ما در این مسیر است . پس از نیم ساعت حرکت از کنار باغ ها به چشمه تنگ سرد رسیده و در اینجا صبحانه خورده و آب بر می داریم . به غیر از آب این چشمه در مسیرما تا مورجار آب وجود ندارد (در 13 تیرماه). هوا تا ارتفاع حدود 2000 متری بسیار گرم و حرکت سخت و کند است. بهر حال در ساعت 3.30 به پیش چادر های کوچ نشینان للری در مورجار (ارتفاع 2800 متری) رسیده و پس از خوردن چایی و گرفتن اطلاعاتی از مسیر و برداشت آب از چشمه ای (آب چشمه از ذوب برف یالادست آن تامین می شد) در دره سمت چپ یال مورجار (جهت شمال) از دره ای کوچک در شمال چشمه شروع به بالا رفتن کردیم. مسیر این بخش بسیار پرشیب و در بسیاری از جاها نیاز به دست به سنگ شدن دارد. از یال مورجار تا قله اصلی (3562 متر بلندی) بالای یال مورجار حدود 750 متر اختلاف ارتفاع است . نزدیک ساعت 8 در ارتفاع حدود 3300 متری در بین صخره ها تصمیم به شب مانی گرفتیم.
صبح روز یک شنبه  14 تیرماه در هوایی غبار آلود و مه گرفته پس از 1.5 ساعت صعود (ساعت 8:30) از دامنه ای با شیب تند و در برخی قسمت ها صخره ای و دارای پرتگاه های متعدد بر روی قله پا گذاشتیم. پس از چند بالا و پایین راستای کلی مسیر ما به سوی شمال غرب بر روی لبه جنوبی خط فراز کینو جهت گرفت. بالای خط فراز کینو بسیار گسترده و وسیع است و قله های فراوانی وجود دارد. در بین این قله ها چاله ها، دشتک ها و گودال های زیادی وجود دارد که در آن موقع از سال (تیرماه ) بخش قابل توجه ای از آنها (حدود یک سوم) پوشیده از برف بود. کوچ نشینان روی کینو از مردم بختیاری روستای کتک (جنوب کینو) بودند که کوچ عمودی می کردند. بر اساس گفته برخی از آنها حدود 50 خانوار در این تابستان بر روی کینو هستند. ساعت حدود 4 بعد از ظهر بود که بر روی بلندترین قله کینو به ارتفاع 3745 متر پا گذاشتیم . این قله به تقریب در میانه کوهستان کینو قرار گرفته است . پس از آن گردنه ای به سوی شمال غرب قرار گرفته که به تقریب در دو سوی گردنه به طرف شمال شرق و جنوب غرب طولانی ترین دره ها در پهنای کینو کشیده شده است . ارتفاع این گردنه حدود 3550 متر است. بعد از بالاروی از گردنه و قرار گرفتن مجدد بر روی خط فراز اصلی جنوب غربی کینو در هوایی همچنان غبار آلود ، در چاله ای به نسبت وسیع در کنار آب ناشی از ذوب برف کنار آن، شب را به استراحت می پردازیم . شب به نسبت سردی است و صبح آب در برخی قسمت ها یخ زده است.
بیش از نیمی از  روز دوشنبه را بر روی قله های ادامه خط فراز که بالا و پایین بیشینه آن نزدیک به 100 متر بود، طی کرده و درجایی که خط الراس به سوی جنوب غرب تغییر جهت داده و به گردنه ای می رسد که ارتفاع به حدود 3100 متر کاهش یافته به سوی شط تمبی در شمال غرب پایین می رویم. از گردنه کم کم جهت خط فراز اصلی در راستای شمال غربی می گردد و بین آن با خط فراز فرعی که از گردنه به سوی شط تمبی می رود دره ای طولی موازی با جهت کوهها شکل گرفته که به شط تمبی منتهی می گردد. در این بخش قله های صخره ای در میان چاله ها و دشتک های سرسبز در هوایی مه گرفته و غبار آلود بسیار زیبا ، رویایی  و وهم انگیز به نظر می رسیدند. حدود ساعت 7 به بالای شط تمبی رسیده و باتوجه به اینکه چاله بزرگی که شط تمبی در آن قرار گرفته بر اثر لغزش زمین ایجاد گردیده ، پیرامون آن را در بخش جنوبی و غربی پرتگاهها و دیوراه هایی فرا گرفته است و حدود 500 متر اختلاف ارتفاع با لبه کوههای این بخش دارد. بنابراین پایین رفتن از این بخش در دو راه بسیار باریک صورت می گیرد. چون چند سالی است که کوچ نشینان از این راه ها استفاده نکرده ، از اینرو تشخیص آنها به ویژه از بالا بسیار سخت است. در بلندی سمت شمال دره ای طولی بزرگی که به شط تمبی منتهی می شد. به نظر می رسید یک راه پایکوب پایین رفته ، اما در پایین دست آن به نظر می آمد ، پرتگاه وجود دارد و به همین خاطر به آن اطمینان نکرده و تصمیم به شب مانی در دره کوچک بالای آن گرفتیم.                
در ساعت 7 صبح روز سه شنبه شانزدهم تیرماه تصمیم گرفتیم از راهی که چند سال پیش به کنار شط تمبی رفته و در ابتدای آخرین یال خط فراز شمالی کینو و شرق شط تمبی قرار داشت برویم . بنابراین در بالای لبه بلندیهای جنوب شرقی تمبی به سوی شمال شرق حرکت کرده و با چند بالا و پایین کوچک پس از یک ساعت در ابتدای آن قرار گرفتیم. بخشی از این راه یک مسیر پایکوب بسیار باریک بود که به صورت تراورسی از روی پرتگاهی  گذر می کرد و چون چند سالی بود کمتر از آن استفاده شده بود ، خطرناک به نظر می رسید. بهر حال با گذر از این بخش راه به سوی دامنه به نسبت پرشیبی می رسید که دیگر در زیر دست آن پرتگاه نبود. حدود ساعت 9:30 به ابتدای چاله که شط تمبی در آن قرار داشت رسیدیم. در کنار چادر کوچ نشینان چهار بری استراحتی کردیم و آنها با دوغ و نان تازه از ما پذیرایی کردند. چون یکی از دوستان ما عجله برای پایین رفتن داشت و نرسیدن به پروژه های کاری ایشان ممکن بود موجب خسارت جبران ناپذیر به جامعه بشری وارد کند . به ناچار پیش از دیدن شط تمبی مجبور به پایین رفتن شدیم. هوا همچنان مه آلود و گرفته بود. راهی پایکوب در راستای شمال شرقی که تا نیم ساعت اول با با راهی که به سوی روستای لبد ( انتهای شمال غربی استان چهارمحال و بختیاری) می رفت یکی بود و سپس به سوی شمال از دره ای فرعی به سوی رودخانه آب ذالکی پایین می رفت. پس از حدود نیم ساعت پایین رفتن به چشمه ای آب رسیده که برخی از کوچ نشینان ابتدای شط تمبی آب خویش را از آنجا تامین می کردند. این آب به طرف پایین زیاد می شد واز چند پرتگاه کوچک به صورت آبشار پایین می ریخت. راه ابتدا از دامنه ای پرشیب پایین می رفت که کم کم به کنار آب رسید . هر چه پایین رفته  دره به صورت تنگ در می آمد. و راه های فرعی گوناگون یکی شده و از سمت چپ تنگ به صورت تراورسی از روی چند پر تگاه گذر می کرد. همچنان که پایین می رفتیم هوا گرمتر می شد . در واقع ما از ارتفاع حدود 2450 متری  ابتدای شط تمبی، نزدیک به 6 ساعت خود را به ارتفاع 1050 متری کنار رودخانه آب ذالکی رساندیم. پوشش  گیاهی بیشتر بخش های این دره از جنگل بلوط و در برخی قسمت های کنار شاخه های آب فرعی درختان میوه ای چون انار ، مو وحشی ، انجیر و غیره مشاهده می گردید. چند آبشار کوچک و زیبا نیز در بین آنها دیده می شد. تناوبی از جنس های مختلف زمین شناسی و پایداری متفاوت آنها در برابر فرسایش سبب شکل گیری شکل های زمین ریختی بسیار شگفت انگیزی همچون قارچ سنگها ، دودکش جن ، گرز رستم و غیره شده بود. در دو دره فرعی سمت چپ تنگ (در جهت غرب دره اصلی) آب گوگردی نیز مشاهده گردید. حدود ساعت 6 بعد از ظهر به کنار رودخانه آب ذالکی رسیدیم . روبروی تنگ آن طرف رودخانه آب ذالکی روستای فصلی لیروک قرار داشت. در اینجا همچنین یک جره که از یک سیم بکسل قوی و چند پایه آهنی تشکیل شده بود برای گذر از رودخانه آب ذالکی وجود داشت. مسیر ما در جهت شمال شرق به سوی رودخانه لبد و گارگاه تاسیسات سد لیرو ادامه یافت. نزدیک ساعت 8 به جایی که رودخانه لبد به رودخانه آب ذالکی می ریخت ، رسیدیم . کارگاه تاسیسات سد لیرو روبروی ما در جهت شمال در ابتدای تنگ لیرو و در دامنه جنوب غربی کوه تنار و سیلون قرار گرفته بود . طبق نقشه راه پایکوبی از کنار رودخانه به سوی روستاهای میزون و شوله و سپس تا کنار رودخانه زرک می رفت که قرار بود ما این مسیر را طی کنیم . اما پس از گرفتن اطلاعاتی از کارکنان محلی مستقر در کارگاه سد و اینکه چنین مسیری در کنار رودخانه وجود ندارد و همچنین دشواری عبور از رودخانه و غیره ، سبب گردید مسیر خویش را به سوی لبد تغییر دهیم. به خاطر اینکه یکی از دوستان می خواست به خانه زنگ بزند و تلفن موبایل در گردنه انبارناحیه حدود 7 کیلومتر پس از گارگاه در جاده به طرف لبد خط می داد . بنابراین شبانه به طرف گردنه انبار ناحیه حرکت کردیم . در بین راه در مغازه آقای سلیمانی که تامین کننده برخی از نیازهای کوچنشینان بود. استراحتی کوتاه کرده و چایی خورده و اطلاعات گوناگونی از مسیرهای کوچ و پیاده روی  منطقه را برای ما شرح داد. ساعت حدود 12 بر روی گردنه و کنار پاسگاه  با بر پا کردن چادر شب مانی کردیم. صبح روز چهارشنبه در ساعت حدود 8:30 پس از حدود یک ساعت پیاده روی در جاده به طرف روستای لبد ، یکی از مهندسین خوب و با مرام مهندسین مشاور سد لیرو (به نام آقای رضایی ) ما را سوار خودرو خویش کرد و به سوی لبد و سپس شهرکرد آورد. حدود ساعت 2 بعد از ظهر به شهرکرد رسیده و به این ترتیب برنامه صعود کینو به پایان رسید.          
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 19:46  توسط کورش بلالی پور  |