بیابان یا کویر :
چندی پیش به همراه دوستان کوه نوردی گروه فراز برنامه ای پیاده روی در منطفه باتلاق گاو خونی داشتیم. اگر چه به باتلاق نرسیده اما در حاشیه باتلاق و کویر ابرقو چندین پیکره یا ریخت (شکل یا مورف ) ویژه نواحی خشک که بسیار زیبا بودند توجه همه همنوردان را به خود جلب کرد و پرسش های گوناگونی را در این زمینه طرح کردند که مرا بر آن داشت تا برخی از ویژگیهای این نواحی را با استفاده از برخی کتاب های زمین ریخت شناسی (ژئومورفولوژی) برای دوستداران گرد آوری کنم.
به طورکلی بررسی های علمی سرزمین ها یا مناطق زیر 250 میلی متر بارش را به عنوان خشک یا کم آب تعریف می کنند. دکتر فرج اله محمودی* اشاره می کند؛ " قلمروهای کم آب بر نقاطی منطبق است که بیلان آب منفی دارند، کمبود بارش نسبت به میزان بسیار زیاد تبخیر و تعرق سبب کمبود شدید آب و نابودی گیاهان دایمی می گردد و این شرایط در بیابان های واقعی (مانند بیابان لوت ایران) اتفاق می افتد". این سرزمین ها بر اساس ویژگی خشکی از مکان های بسیار خشک تا نیمه خشک گروه بندی می گردند. در ایران دو واژه بیابان و کویر بر این گونه نقاط اطلاق می گردد. دکتر پرویز کردوانی* معتقد است ، بیابان اصطلح کلی تر که برای مکان های بی آب و یا کم آب بکار برده می شود و کویر بیشتر برای نقاطی از مناطق خشک و یا بیابان به کاربرده می شود که بیشتر سطح زمین را نمک فرا گرفته است (شوره زار) و گیاهان نمی توانند در آنجا رشد کنند. این نقاط بیشتر در پست ترین بخش چاله های بسته حوضه های رودخانه هایی که به مناطق خشک می ریزند قرار گرفته اند.
با توجه به شکل، شیب ، ارتفاع ، جنس و بافت زمین شناسی و خاک شناسی زمین ریخت های کوچکتری را در این جاها جدا کرده اند. واژه های فراوانی برای این پیکره ها بکار برده می شوند که بسیاری از آنها از عبارتهای مردم محلی این نواحی گرفته شده اند. مهمترین زمین ریخت های سرزمین های خشک وبیابانی به قرار زیر است :
دشت های پف کرده نمکی: زمین های هموار حاشیه کویر با رسوبهای ریزدانه رس، لیمون، ماسه ریز و نمک هستند که داری سولفات سدیم در داخل خاک (تمرکز در عمق 8 تا 16 سانتیمتری) می باشند. در هنگام بارش و جریان های سیلابی با جذب آب حجم سدیم افزایش می یابد. با ازدست دادن آب بر اثر تبخیر سطح زمین به صورت توده سست و اسفجی با سطح پف کرده در می آید و هنگامی که بر روی آن پا گذاشته می شود ، فرومی رود. در این بخش بوته های استپی نمک دوست (هالوفیت) به طور پراکنده می رویند.
چند گوشه های نمکی (پلی گون یا چند ضلعی) و زمین های شخم خورده نمکی : در بخش های رو به مرکز کویر ، در جایی که سطح ایستابی آب زیر زمینی بالاست و به هنگام تبخیر نمک بیشتری به سطح می آید. به نسبت مقدار نمک ، ریخت های گوناگونی بوجود می آید. به طور کلی در جاهایی که مقدار نمک کمتر، زمین ها به شکل شخم خورده به نظر می رسند و بخش هایی که بیشتر تحت تاثیر نمک می باشند ، قشرهای شفاف نمک خوراکی (NACL) به شکل چند گوشه های نمکی پدیدار می گردند. فشار لبه پلی گونها به همدیگر سبب بالاآمدن آنها می گردد و پیکره های بسیار زیبایی را بوجود می آورند.
بخش خیس نزدیک به مرکز کویر: الف- زمین های باتلاقی، از ماده حریر مانند نمکی با لجن سیاه و بسیار بدبو تشکیل شده است. ب- زمین های خیس که از مایع اشباع شده از نمک پوشیده اشده است.
پیکره های زمین ریختی یا ناهمواریهای ماسه ای: مجموعه ای از تپه های ماسه ای فعال می باشند که بر اساس شکل، ارتفاع و جهت گروه بندی شده اند. مهمترین زمین ریخت های ماسه ای عبارتند از، ارگ : توده ای از تپه های ماسه ای بهم پیوسته و فعال و عاری از پوشش گیاهی ارگ نامیده می شوند. برخان: گروهی از تپه های ماسه ای بهم پیوسته و کم وبیش متحرک به شکل هلالی که کوژی آن در جهت باد است. سیف: تپه های ماسه ای پیچ و خم دار با یال های تیغه ای تیز و گاهی کمانی به شکل شمشیر هستند که دامنه و پیشانی مخالف جهت باد شیب تندی دارند. سیلک: تپه های ماسه ای موجدار که از بهم پیوستن سیف ها بوجود می آیند. غورد و در جمع یاغورد گفته می شود ( این واژه به صورت قورد نیز نوشته شده است) : تپه های ماسه ای هرمی شکل با یال ها یا تیغه های واگرا و از ترکیب برخان و سیف تشکیل می گردد. این پیکره بیشترین ارتفاع را در بین ناهمواریهای ماسه ای دارد و به گفته دکتر محمودی* " ارتفاع بعضی از هرم های ماسه ای دشت لوت از 400 متر متجاوز است. بنابراین، این هرم های ماسه ای از مرتفع ترین نوع خود در کره زمین می باشند".
نبکا: تل یا تپه های کوچکی که در پای بوته های گیاهان مناطق خشک یا نیمه خشک شکل گرفته و دارای سازندهای ماسه ای هستند.
هامادا : دشت های هموار بلند با پوشش آهکی و ماسه سنگی که از قطعه سنگهای زاویه دار پوشیده شده اند.
دشت ریگی : زمین های هموار پوشیده از ریگ ها و قطعه های گوشه دار که بیشتر بر اثر بادبردگی ذره های ریز بوجود آمده اند.
انسلبرگ: اصطلاح آلمانی برای کوهستانهای جزیره ای است. این برآمدگیها تکی یا چند تایی به صورت جزایر کوچک در بیابان با بلندی از چند متر تا چندین ده متر است و به شدت بوسیله فرسایش دستکاری شده اند.
کلوت (در ایران) یا یاردانگ (درآسیای مرکزی) : بخشی از سطح بیابانها که بر اثر بادهای بسیار شدید و فرسایش اب بریده شده و به صورت تپه های طولی در جهت باد کشیده شده اند. بلندی این تپه های سایشی - کاوشی از چند متر تا بیشینه به 80 متر می رسد. نمونه بارز آنها در بیابان لوت ایران وجود دارند.
در پایان این بخش قابل اشاره است، خاکهای شور را سولنچاک یا سولنچک Solontchek (واژه روسی) می نامند و شامل مقدار قابل توجهی املاح سدیم مانند کلرور سدیم ، سولفات سدیم و قسمتی هم کربنات سدیم است. در واقع فراوانی نمک های قلیایی در خاکهای رسی - لیمونی سبب شوری خاکهای بیابان ها می شود و بر حسب مقدار نمک، آنها را سولنچاک یا سولنتز Solonetz می نامند. سولنچاک به معنی پر نمک یا نمک بسیار و سولنتز به معنی کم نمک است. سولنچاک واقعی دارای یک قشر یا پوسته نمکی به ضخامت 2 سانتی متر است. یک نوع از سولنچاک ها به علت وجود نمک های فراوان جاذب رطوبت مانند کلرور کلسیم ، کلرور منیزیوم ،و سولفات منیزیم چرب و مرطوب به نظر می رسند و به همین خاطر به آنها سولنچاک های چربه (کویر چربه) می گویند.
به طورکلی بررسی های علمی سرزمین ها یا مناطق زیر 250 میلی متر بارش را به عنوان خشک یا کم آب تعریف می کنند. دکتر فرج اله محمودی* اشاره می کند؛ " قلمروهای کم آب بر نقاطی منطبق است که بیلان آب منفی دارند، کمبود بارش نسبت به میزان بسیار زیاد تبخیر و تعرق سبب کمبود شدید آب و نابودی گیاهان دایمی می گردد و این شرایط در بیابان های واقعی (مانند بیابان لوت ایران) اتفاق می افتد". این سرزمین ها بر اساس ویژگی خشکی از مکان های بسیار خشک تا نیمه خشک گروه بندی می گردند. در ایران دو واژه بیابان و کویر بر این گونه نقاط اطلاق می گردد. دکتر پرویز کردوانی* معتقد است ، بیابان اصطلح کلی تر که برای مکان های بی آب و یا کم آب بکار برده می شود و کویر بیشتر برای نقاطی از مناطق خشک و یا بیابان به کاربرده می شود که بیشتر سطح زمین را نمک فرا گرفته است (شوره زار) و گیاهان نمی توانند در آنجا رشد کنند. این نقاط بیشتر در پست ترین بخش چاله های بسته حوضه های رودخانه هایی که به مناطق خشک می ریزند قرار گرفته اند.
با توجه به شکل، شیب ، ارتفاع ، جنس و بافت زمین شناسی و خاک شناسی زمین ریخت های کوچکتری را در این جاها جدا کرده اند. واژه های فراوانی برای این پیکره ها بکار برده می شوند که بسیاری از آنها از عبارتهای مردم محلی این نواحی گرفته شده اند. مهمترین زمین ریخت های سرزمین های خشک وبیابانی به قرار زیر است :
دشت های پف کرده نمکی: زمین های هموار حاشیه کویر با رسوبهای ریزدانه رس، لیمون، ماسه ریز و نمک هستند که داری سولفات سدیم در داخل خاک (تمرکز در عمق 8 تا 16 سانتیمتری) می باشند. در هنگام بارش و جریان های سیلابی با جذب آب حجم سدیم افزایش می یابد. با ازدست دادن آب بر اثر تبخیر سطح زمین به صورت توده سست و اسفجی با سطح پف کرده در می آید و هنگامی که بر روی آن پا گذاشته می شود ، فرومی رود. در این بخش بوته های استپی نمک دوست (هالوفیت) به طور پراکنده می رویند.
چند گوشه های نمکی (پلی گون یا چند ضلعی) و زمین های شخم خورده نمکی : در بخش های رو به مرکز کویر ، در جایی که سطح ایستابی آب زیر زمینی بالاست و به هنگام تبخیر نمک بیشتری به سطح می آید. به نسبت مقدار نمک ، ریخت های گوناگونی بوجود می آید. به طور کلی در جاهایی که مقدار نمک کمتر، زمین ها به شکل شخم خورده به نظر می رسند و بخش هایی که بیشتر تحت تاثیر نمک می باشند ، قشرهای شفاف نمک خوراکی (NACL) به شکل چند گوشه های نمکی پدیدار می گردند. فشار لبه پلی گونها به همدیگر سبب بالاآمدن آنها می گردد و پیکره های بسیار زیبایی را بوجود می آورند.
بخش خیس نزدیک به مرکز کویر: الف- زمین های باتلاقی، از ماده حریر مانند نمکی با لجن سیاه و بسیار بدبو تشکیل شده است. ب- زمین های خیس که از مایع اشباع شده از نمک پوشیده اشده است.
پیکره های زمین ریختی یا ناهمواریهای ماسه ای: مجموعه ای از تپه های ماسه ای فعال می باشند که بر اساس شکل، ارتفاع و جهت گروه بندی شده اند. مهمترین زمین ریخت های ماسه ای عبارتند از، ارگ : توده ای از تپه های ماسه ای بهم پیوسته و فعال و عاری از پوشش گیاهی ارگ نامیده می شوند. برخان: گروهی از تپه های ماسه ای بهم پیوسته و کم وبیش متحرک به شکل هلالی که کوژی آن در جهت باد است. سیف: تپه های ماسه ای پیچ و خم دار با یال های تیغه ای تیز و گاهی کمانی به شکل شمشیر هستند که دامنه و پیشانی مخالف جهت باد شیب تندی دارند. سیلک: تپه های ماسه ای موجدار که از بهم پیوستن سیف ها بوجود می آیند. غورد و در جمع یاغورد گفته می شود ( این واژه به صورت قورد نیز نوشته شده است) : تپه های ماسه ای هرمی شکل با یال ها یا تیغه های واگرا و از ترکیب برخان و سیف تشکیل می گردد. این پیکره بیشترین ارتفاع را در بین ناهمواریهای ماسه ای دارد و به گفته دکتر محمودی* " ارتفاع بعضی از هرم های ماسه ای دشت لوت از 400 متر متجاوز است. بنابراین، این هرم های ماسه ای از مرتفع ترین نوع خود در کره زمین می باشند".
نبکا: تل یا تپه های کوچکی که در پای بوته های گیاهان مناطق خشک یا نیمه خشک شکل گرفته و دارای سازندهای ماسه ای هستند.
هامادا : دشت های هموار بلند با پوشش آهکی و ماسه سنگی که از قطعه سنگهای زاویه دار پوشیده شده اند.
دشت ریگی : زمین های هموار پوشیده از ریگ ها و قطعه های گوشه دار که بیشتر بر اثر بادبردگی ذره های ریز بوجود آمده اند.
انسلبرگ: اصطلاح آلمانی برای کوهستانهای جزیره ای است. این برآمدگیها تکی یا چند تایی به صورت جزایر کوچک در بیابان با بلندی از چند متر تا چندین ده متر است و به شدت بوسیله فرسایش دستکاری شده اند.
کلوت (در ایران) یا یاردانگ (درآسیای مرکزی) : بخشی از سطح بیابانها که بر اثر بادهای بسیار شدید و فرسایش اب بریده شده و به صورت تپه های طولی در جهت باد کشیده شده اند. بلندی این تپه های سایشی - کاوشی از چند متر تا بیشینه به 80 متر می رسد. نمونه بارز آنها در بیابان لوت ایران وجود دارند.
در پایان این بخش قابل اشاره است، خاکهای شور را سولنچاک یا سولنچک Solontchek (واژه روسی) می نامند و شامل مقدار قابل توجهی املاح سدیم مانند کلرور سدیم ، سولفات سدیم و قسمتی هم کربنات سدیم است. در واقع فراوانی نمک های قلیایی در خاکهای رسی - لیمونی سبب شوری خاکهای بیابان ها می شود و بر حسب مقدار نمک، آنها را سولنچاک یا سولنتز Solonetz می نامند. سولنچاک به معنی پر نمک یا نمک بسیار و سولنتز به معنی کم نمک است. سولنچاک واقعی دارای یک قشر یا پوسته نمکی به ضخامت 2 سانتی متر است. یک نوع از سولنچاک ها به علت وجود نمک های فراوان جاذب رطوبت مانند کلرور کلسیم ، کلرور منیزیوم ،و سولفات منیزیم چرب و مرطوب به نظر می رسند و به همین خاطر به آنها سولنچاک های چربه (کویر چربه) می گویند.
منابع:
ژئومرفولوژی اقلیمی - رژه کک ، ترجمه دکتر فرج الله محمودی- انتشارات دانشگاه تهران.
مناطق خشک جلد دوم خاکها- دکتر پرویز کردوانی - انتشارات دانشگاه تهران.
ژئومرفولوژی کاربردی - دکتر حسن احمدی - انتشارات دانشگاه تهران.
* استادان برجسته دانشگاه تهران.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 22:5 توسط کورش بلالی پور
|